دومین روز زندگی فرشته کوچولو
عزیز دل مامان من و شما شب دوم هم توی بیمارستان گذروندیم و هم حال مامان خیلی بهترشد و هم حال شما.صبح شما رو بردن برای تست شنوایی و بعد از اون هم خانم پرستار یک سری موارد را به مامان آموزش داد و شما را حمام کرد . وای که چه کردی مامان . کلی گریه کردی و آخرش هم خیلی مظلوم و معصوم آرام آروم شدی . بعد مامان یه لباس خوشگل تن شما کرد با جوراب های تو توری. لباست خیلی پوسیده نبود نمی دونم چرا این کارو کردم ولی فکر میکردم که چون هوا خیلی گرمه اگه یه لباس گرو تنت کنم شاید گرما زده بشی !!!!!! خوب بی تجربه گیه دیگه!!!! بعد من و شما و مامان مهنازو پدر آماده شدیم که بریم به سمت خونه. خونه ما اون زمان سمت سوهانک مینی سیتی بو...


