پنجمین روز زندگی فرشته کوچولو
دختر گلم تو تمام زندگی منی . لحظه به لحظه بیشتر دلبسته تو میشم مامان . امروز شب ششم شماست و برای این شب رسومات خاصی تعریف کردن. صبح مامان ملی شما رو برد حمام و اولین غسل رو به شما دادو کلی براتون دعا خوندن و در گوشتون اذاذن گفتن . دائی محمود جان نیز به همراه خاله معصوم و لیلا خانم از شمال اومدن تهران فقط به خاطر شما. دائی جان زحمت کشیدن و در گوشتون دعا و قرآن خواندن و یه اسم مذهبی قشنگ هم براتون گذاشتن.مرضیه خانم. فکر کنم به خاطر معنای این اسم بود که شما اینقدر بچه آروم و صبوری بودی مامان جون. امشب ما اسم شمارو رسما مانلی گذاشتیم.شب هم همه دوباره اینجا جمع بودن شب خوبی بود .در ضمن مامانی ام...


